الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

33

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

وصيت من باشى ، جز تو كسى مرا غسل ندهد تا وقتى كه بدن مرا به خاك بسپارى ! على بن حمزه مىگويد : تمام آنچه را كه وصيت كرده بود انجام دادم و دخترش را به مردى از شيعيان ديندار تزويج كردم و خانه‌اش را فروختم و پولش را خدمت امام عليه السلام بردم و آنچه را كه وصيت كرده بود خدمت امام عليه السلام گفتم ، امام كاظم عليه السلام فرمود : « خدا او را بيامرزد او از شيعيان ما بود ولى كسى او را نمىشناخت ! » . « 1 » 33 - از شعيب عقر قوفى نقل كرده است ، مىگويد : غلامم را با دويست دينار خدمت امام كاظم عليه السلام فرستادم و نامه‌اى به همراه او نوشتم ، از آن مبلغ پنجاه دينار مال خواهرم فاطمه بود كه براى تكميل دويست دينار مخفيانه بدون اطّلاع او برداشتم ، از او خواسته بودم او به من نداد و گفت : مىخواهم با اين پول زمين فلانى فرزند فلانى را بخرم ! غلام من نقل كرد كه رفته و از امام كاظم عليه السلام پرسيده است ، گفته‌اند : او بيرون رفته است ، با عجله شتافته است ، مىگويد : به‌خدا سوگند در شب تاريكى از مدينه تا مكه همچنان مىرفتم كه هاتفى ندا داد اى مبارك ! اى مبارك ! غلام شعيب عقر قوفى ! گفتم : تو كيستى ؟ گفت : من متعبم ، امام كاظم عليه السلام مىفرمايد : نامه‌اى كه همراه تو است بده و آنچه همراه دارى تا منى با خود بياور ! مىگويد : از كجاوه‌ام پياده شدم ، نامه را به او دادم و رفتم به منى كه رسيدم وارد شدم ، پول‌ها را جلوى آن حضرت گذاشتم بعضى را به طرف خودش كشيد و بعضى را با دست پس زد ! سپس فرمود : « مبارك !

--> ( 1 ) - دلايل الامامة : ص 164 .